محمد سعيد جانب اللهى
165
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
مىسازند و در طرفين آن دو سوراخ كوچك ايجاد مىكنند و نخ از آنها عبور مىدهند و به كمر مىبندند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 275 ) . گيتهپوت « 1 » ذرات ريز درخت بيد كه در اثر پوسيدگى و كرمخوردگى پيدا شود ، اين گرد را مىسايند و به جاى پودر بيخ بغل مىريزند يا روى زخم ختنه مىپاشند ( ستوده : 156 ) . مهرگيا علفى است كه وسط خشتهاى خشك پيدا مىشود ، زنان دمكردهء آن را به شوهران براى زياد شدن محبت مىدهند ( ستوده : 173 ) . مارگزيدگى در روستاى شيخ خلف ( شوش ) براى تشخيص مارگزيدگى كسى كه قبلا مار او را گزيده است ، نزد فرد گزيدهشده مىنشانند ، اگر مريض حالش به هم خورد و استفراغ كرد ، پى مىبرند كه مار او را نيش زده است ( ترابزاده و ديگران : 142 ) . سردرد در خوزستان براى تشخيص علت سردرد با دستمالى از نوك بينى تا گودى پشت سر را اندازه مىگرفتند و با دندان وسط دستمال را در روى سر مشخص مىكردند ، سپس دو سر دستمال را به هم مىرساندند ، اگر به يك اندازه بود سردرد ناشى از خستگى بوده و زود خوب مىشد ، اگر به يك اندازه نبود ، يعنى سر به طرف صورت يا پشت سر افتاده و بعد با همان دستمال از دو سوراخ گوش اندازه مىگرفتند و باز وسط را در بالاى سر تعيين مىكردند ، مشخص مىشد ، كه به جانب راست يا چپ افتاده است ، و علاجش اين بود كه دستمال را روى سر بيمار پهن كرده و دور سر را با دستمال ديگرى محكم ببندند ، بعد از هر طرفى كه مشخص مىشد ، كه سر افتاده است گوشهء دستمال را با يك دست گرفته و با دست ديگر چند بار به آن مىزدند و سر با شدت به طرفى كه گوشهء دستمال كشيده مىشد در اثر ضربه و بىاراده تكان شديد مىخورد و بعضى مواقع مهرههاى گردن صدا مىكرد و سردرد رفع مىشد ( افشار سيستانى ، 1370 : 319 ؛ نيز - شوكدرمانى ) .
--> ( 1 ) . giteput